اهمیت یک متن در کیفیت همکنشی آن با متنهای دیگر به ثبوت میرسد. اینشاخص رویکرد جدیدی را در مطالعه و بازخوانی یک متن به عنوان پدیدهای تغییرپذیر فراهم میکند. در بیشمتنیت ابداعی ژرار ژنت، پیوند میان دو متن بر مبنای تفسیر نبوده و با منتفی شدن گزارۀ تفـسیر، سنجشهایی در زمینۀ تطبیق یک متن با متنهای همـسان به دست میآید که به واسطۀ آنها دورنمای تازهای از روابط بینامتنیت کشف و به مخاطب ارائه میگردد. در این مقاله مجموعۀ اشعار«طفلی به نام شادی» شفیعیکدکنی از منظر بیشمتنیت مورد بررسی و تحلیل واقع شده و بارزترین وجوه تشابهی این مجموعۀ شعری با درونمایههای سایر متون کشف، واکاوی و مورد سنجش قرار گرفته است. یافتههای این جستار حاکی از بهرهگیری گستردۀ شفیعیکدکنی در حوزۀ تراگونگی(جابهجایی) است که بیشتر با اخذ درونمایه(مضمون و محتوا) از اشعار خیام، عطار، مولوی، حافظ و...صورت گرفته و با شیوۀ جایگشت (منظوم کردن منثور)، گشتارکمیکاهش (حذف در زمینۀ مضمون و محتوا) ایجاد شده است. در زمینۀ همانگونگی (اقتباس) نیز،کدکنی بیشترین برگرفتگی را از اشعار خیام، حافظ، انوری، اخوان و شاملو داشته است.
fakhri et al. (Tue,) studied this question.