مقدمه: در سال های اخیر، فساد و تخلف به موضوع و معضل مهم اقتصادی کشورمان بدل شده، به طوری که افکار عمومی را به خود جلب کرده و جو روانی منفی را در سطح کشور به وجود آورده است. لذا این پژوهش با هدف شناسایی و رتبهبندی ابعاد گرایش کارکنان به رفتارهای انحرافی شغلی مبتنی بر تئوری حفاظت از منابع در صنعت بانکداری ایران(استان خوزستان) انجام شده است. روششناسی: پژوهش حاضر براساس هدف، کاربردی؛ براساس نوع داده ها، آمیخته( کیفی – کمی) اکتشافی است که در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی روش فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی(ahp) برای اولویتبندی ابعاد فرهنگ سازمانی دیجیتال استفاده شده است. جامعه کیفی پژوهش 12 نفر از افراد خبره در حوزه رفتار سازمانی و خبرگان دانشگاهی و بانکداری بودند که به سطح اشباع رسید. در بخش کمی طبق فرمول کوکران حجم نمونه 626 نمونه از کارکنان بانکهای دولتی و بانکهای خصوصی بود. یافتهها : نتایج تحلیل عاملی نشان داد مهارتهای سیاسی مدیران برای تصمیمگیری اخلاقی در قالب ۵ بعد اصلی(جهتگیریهای غیرکارکردی رفتاری، ناسازگاری محتوایی ـ کنشی درونساختاری، بسترسازی غیرمولد نظام بانکداری، توسعه مکانیسم بازدارندگی رفتارهای انحرافی و حکمرانی مقابلهای با رفتارهای انحرافی) و ۱۳ سازه سازماندهنده شناسایی شدند. نتایج روش Ahp نشان داد که بیشترین وزن مربوط به جهتگیریهای غیرکارکردی رفتاری (0.39) است، که بیانگر اهمیت بالای عوامل رفتاری و نگرشی کارکنان در بروز رفتارهای انحرافی است. نتیجهگیری: رفتارهای انحرافی شغلی در بانکها عمدتاً ناشی از عوامل رفتاری و نگرشی کارکنان و ناسازگاریهای درونسازمانی هستند، در حالی که مؤلفههای مدیریتی نقش تعدیلکننده و کنترلی دارند. برای کاهش این رفتارها، لازم است سیاستهای بازسازی فرهنگی، توانمندسازی کارکنان و حکمرانی اخلاقمحور بهصورت هدفمند و مستمر اجرا شود.
Jafari et al. (Tue,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: