عشق و مرگ در سنتهای شعری عرفانی و رمانتیک، دو مفهوم بنیادین و چند بعدی به شمار میروند که همواره بسترهایی برای تأویلهای گسترده در شعر فارسی و کردی فراهم کردهاند. در شعر بختیار علی شاعر و نویسندهی برجستهی معاصر کرد، این دو مفهوم از خلال رمزگان پیچیده و نظام نشانهای پویا به گونهای بازنمایی میشوند که مرز میان تجربههای عاطفی و معنوی را درمینوردند. هدف این پژوهش، تحلیل نشانهشناختی عشق و مرگ در اشعار بختیار علی و بازنمایی و پیوند این دو مفهوم در بستر رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس نشانهشناسی و با تکیه بر مفاهیم دال و مدلول، رمزگان و شبکههای معنایی صورت گرفته و دو شعر از بختیار علی با نامهای «قصیدهی عشق» و «نخستین تمنا» به عنوان نمونه انتخاب شده است. نتایج بحث نشان میدهد، عشق در اشعار بختیار علی همچون جبر کیهانی، و تراژیک به تصویر کشیده شده است و مرگ در افقی عرفانی و رمانتیک به سوی فنا و پیوند با امر قدسی تمایل دارد. در شعر بختیار علی عشق و مرگ با وجود تفاوتهای بنیادین خود در یک راستا قرار دارند؛ به نحوی که بختیار علی عشق و مرگ را پدیدهای منحصر بهفرد برای ابراز مفاهیمی برتر و والاتر میشمارد.
Rahmani et al. (Tue,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: